مرتضى راوندى

66

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

علاوه‌براين ، تاليفاتى در باب رسوم و اخلاقيّات زمان ، معروف به ادبيّات اندرز ، به‌جاى مانده است كه معروفترين نمونهء آن پند نامك وزرگمهر « وزير دانشمند انوشيروان » است كه يكى از محصولات نبوغ ايرانى است كه در ادبيات اسلامى دوره‌هاى بعد تأثير به سزايى كرد ، گذشته از اشعار و آثار ادبى بيشمارى كه از قرن دهم ميلادى ( سوم هجرى ) تا امروز براساس پندنامه پديد آمده ، بسيارى از كتب اخلاقى از قابوسنامه گرفته ، تا گلستان از اين پندنامه‌ها سود جسته و سرمشق گرفته‌اند . « 1 » در ديباچهء كتاب عهد اردشير ضمن انتقاد و بررسى كارهاى نيك و بد اردشير چنين مىخوانيم : « . . . از كارهاى بد اردشير كه نمىتوان از آن گذشت ، حذف بيشتر رويدادهاى شهريارى چهار صد و هفتاد و پنج سالهء خاندان اشكانى از سالنامه‌هاى رسمى كشور است ، و مختصر كردن تاريخ اين روزگار دراز ، كه سراسر آن پر از پهلوانيهاى افتخارآميز مردم ايران است در چند سطر ، همين كار كينه‌توزانه سبب شده است كه نويسندگان شرقى از روزگار دراز شهريارى اشكانيان و دلاوريهاى افتخارآميز آنان در جنگ با سلوكيان و روميان ناآگاه بمانند و يا چنين پندارند كه ايران در زمان اشكانيان به دست ملوك الطوايف افتاده و حكومت متمركزى نداشته است . ديگر از كارهاى زشت اردشير دستبردى است كه به فرمان او به سالشمارى ايران زده‌اند كه در نتيجهء آن ، جدولهاى ستاره‌شناسى ناجور گردد ، با آگاهى كه از اين كار اردشير داريم بعيد نيست كه هنگام تنظيم بخشهاى اوستا ، برخى از بخشها يا عبارتهايى از آن را كه شامل انديشه‌هاى دينى و فلسفى بوده و ناهماهنگ با روش حكومت جديد بوده است ، انداخته يا دگرگون ساخته باشند . چيزىكه اين بدگمانى را نيرومند مىسازد ، آن است كه از روزگار حكومت پانصد سالهء اشكانيان آثار و رونوشتهايى از دانش و فرهنگ و حكمت ايران برجاى نمانده است تا آنجا كه گويى هرچه از آثار مدنى و فرهنگى داريم ، همه از آن روزگار ساسانى است و در آن دوره پديد آمده است ، درحالىكه در لابه‌لاى همين اندرزنامه‌ها سخنانى مىبينيم كه از بودن كتابهائى در زمينه مسائل اخلاقى و حقوق و كشوردارى ، پيش از روزگار ساسانيان ، ما را آگاه مىسازد . و نيز از كتابهايى كه ازنويسندگان روم درباهء تاريخ آن روزگار بازمانده است ، نشانه‌هايى از وجود انديشه‌هاى علمى و فرهنگى در ايران زمان اشكانى ديده مىشود . آنچه اين حدس را نيرو مىبخشد برخاستن فرزانگان و دانشمندانى است مانند « ديصان » و « مرقيون » و جرجيوس

--> ( 1 ) . ريچاردن فراى : ميراث باستانى ايران ، ترجمه مسعود رجب‌نيا ، 323 به بعد ( نقل به اختصار ) .